مواضع و دیدگاه ها > حکومت مطلوب از نگاه امیر بیان
اگر مروری بر نهج البلاغه داشته باشیم مشاهده می کنیم که حساسیت امیر المومنین در باب مسائل سیاسی روی دو واژه یکی حکومت و دیگری عدالت بسیار زیاد است . نا گفته پیداست اولین شهید محراب سخن از مکتبی دارد که محور حکومت را عدات می داند و بنا به قول قرآن کریم در سوره مبارکه حدید / ۴۴ (سوگند که ما پیامبران خود را با دلائل روشن فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو آوردیم که میان مردم به عدالت قیام کنند) با چنین بیان شیوایی تکلیف همه حکومتهای الهی در طول تاریخ مشخص می شود و شارح و مفسر و فدائی قرآن باید محور اصلی حکومت را عدالت معرفی کند و خود بعنوان الگوی حاکمان تا پای جان بر عدالت پافشاری نماید و جان خود رابر سر این میثاق بگذارد.

اولین موضوع که اشاره به آن ضروری به نظر می رسد این است که حکومت از نظر امیر بیان چقدر ارزش و اهمیت دارد برای روشن شدن آن به برخورد امیرالمومنین (ع) با خوارج اشاره می شود . آنان که شعار می دادند (حسبنا کتاب ا..) ما را کتاب خدا کافی است و نیازی به حکومت نداریم با مقاومت حضرت روبرو شدند آنقدر استقامت نمود و با استدلالهای خویش سعی در قانع نمودن آنان داشت . که با فشار بر باطل توسط خوارج و کینه توزی و دشمنی توأم با تحجر آنان منجر به جنگ نهروان گردید.

دومین موضوع که بوسیله امیر المومنین (ع) حیات و زندگی را از سر گرفت و ارزش فوق العاده ای یافت عدالت است که مکتب حیات بخش اسلام نه تنها به آن توصیه کرد یا به اجرای آن قناعت نکرد بلکه ارزش آنرا بالا برد و در حکومت دینی جایگاه رفیعی بعنوان ستون اصلی برقراری و پایداری حکومت معرفی می شود دقت در یک سئوال مرید و مراد . مریدی تیزهوش و نکته سنج با امامی عالم به راههای زمین و آسمان ها که در حکمت ۴۳۷ نهج البلاغه درج شده است انسان را به نکات ظریف و دقیق رهنمون می سازد . او می پرسد العدل افضل ام الجود ؟ آیا عدالت برتر است یا بخشندگی به حسب ظاهر وجود و بخشش باید بالاتر باشد ولی وقتی امیر بیان موشکافانه به پاسخ می پردازد نتیجه ای پر بار در امر حکومتداری را بیان می دارد می فرماید : العدل یضع الامور مواضعها و الجود یخرجها من جهتها یعنی عدل جریانها را در مجرای طبیعی و اصلی خود قرار می دهد . اما جود جریانها را از مجرای طبیعی و اصلی خود خارج می کند . اگر به پذیریم عدالت یعنی دادن حق هرکس به اندازه استحقاق و استعداد و تلاش اوست . اینگونه نگاه به عدالت ، امور را در مسیر طبیعی خودش قرار می دهد . اگر جامعه را به یک ساعت تشبیه کنیم هر جزء ساعت در جای خودش باید قرار گیرد تا عقربه های ساعت وقت دقیق را به درستی نشان دهد در صورتیکه بخشش یک امر غیر طبیعی است مانند عضوی از بدن که چون بیمار است زندگی غیر طبیعی دارد باید بقیه اعضای بدن کمبود عضو بیمار را جبران کنند . از نظر اجتماعی نباید عضو غیر طبیعی و بیماری در جامعه باشد به عبارت دیگر اگر عدالت در جامعه به طور کامل وجود داشته باشد بیماری و نابسامانی و امور غیر طبیعی نباید مشاهده شود هرجا مشکلات و عدم تناسب وجود دارد ریشه آن در بی عدالتی است و حضرت فرمودند: العدل سائس عام و الجود عارض خاص. عدالت قانونی عام است که شامل همه افراد جامعه می شود اما جود یک حالت غیر کلی و استثنائی است که شامل همه مردم نمی شود عدالت یک بزرگ راهی است که همه افراد باید از مسیر آن بگذرند ولی جود و بخشش شبیه راههای میان بری است که همگان به آن دسترسی ندارند با این توضیحات عدالت افضل و بالاتر از جود است . امیر المومنین عدالت را یک تکلیف الهی و بلکه ناموس الهی می داند و این مجسمه عدالت در طول قریب ۵ سال حکومت خویش هیچگاه عدالت را فدای مصلحت نکرد . هیچگاه اهل باند بازی و رفیق بازی نبود همیشه بر شایسته سالاری که از لوازم اصلی ترفیعات و دادن مناصب حکومتی بود به بهترین وجه استفاده می کرد . از سیاست بازان زمان خویش بر حذر بود و به توصیه های غیر مشفقانه آنان توجه نمی کرد. حاضر نبود دهانهای بزله گو را با لقمه های بزرگ به بیند به همین دلیل ارباب توقع در اولین روزهای حکومت ساز نا ساز را زدند همان کسانی که بعد از ۲۵ سال انزوای امیر بیان با اصرار آن امام همام را بر منصب امامت نشاندند از آن بزرگوار رنجیده خاطر شدند . بعضی از شخصیتهای طراز اول مملکت که سابقه دیرینه در اسلام داشتند به امیر المومنین پیشنهاد می کردند ، دست به تغییر معاویه تا دندان مسلح نزن ، او با حیله و تزویر و تسلط بر استان زرخیز شام توان اقتصادی و نظامی بالایی دارد . از سر سازش و مصلحت او را چند سالی تحمل کن . علی فرمود : شما از من می خواهید پیروزی و ادامه قدرت را به قیمت تبعیض و ستمگری به دست آورم به خدا سوگند تا دنیا ، دنیاست چنین کاری نخواهم کرد ، من در مال شخصی خودم که با دست رنج خویش بدست آورده ام تبعیض قائل نمی شوم چه رسد به بیت المال که من امانتدار آن هستم . آن حضرت به امکانات در اختیار حاکم اسلام به چشم امانت می نگریست و همه تلاش خود را بکار می برد تا امانت می نگریست و همه تلاش خود را بکار می برد تا امانت را به صاحبانش برساند . او با تمام وجود در امر حکومت آیه شریفه قرآن (نساء/۵۸) را نصب العین خود قرار داد که فرمود : (خدا فرمان می دهد که امانتها را به صاحبانش برگردانید و وقتی در بین مردم حکم می کنید به عدالت حکم کنید.) هر حاکمی که به قدرت و لوازم مانند نگاه امیر بیان نگاه کند مسیر رستگاری را خواهد پیمود. آن بزرگوار در نامه ۵ نهج البلاغه به حاکم آذربایجان می نویسد : (مبادا فکر کنی که حکومتی که به تو سپرده شده یک شکار است که به چنگ تو افتاده است ، خیر ، امانتی است که بر گردنت گذاشته شده و مافوق تو از تو رعایت و نگهبانی و حفظ حقوق مردم را می خواهد ، تو را نرسد که به استبداد و دلخواه در میان مردم رفتار کنی.)

اصرار علی (ع) به صاحب منصبان و ارباب قدرت این بود که خود را خادم مردم بدانید نه مالک و ارباب مردم . شما برای خدمت آنان منصوب شدید نه مردم برای خدمتگزاری شما .

گوسفند از برای چوپان نیست
بلکه چوپان برای خدمت اوست


اگر حقوق طرفینی است هم حاکم بر مردم حقوقی دارند و هم مردم بر حاکمان حقوق مسلم و انکار نا پذیری دارند یعنی جاده حکومت علوی دوطرفه است هم مردم تکالیفی در مقابل حکومت دارند و هم حقوقی که باید حکومت دقیقاً آنرا به مردم بدهد در فرازی از خطبه ۲۱۶ نهج البلاغه می فرماید : (خداوند به موجب اینکه ولی شما هستم حقی بر شما قرار داده است و برای شما نیز بر من همان اندازه حق است که از من برشما.) این اعتراف جانانه عالی ترین حاکم اسلامی آنهم در عصر بربریت و جاهلیت بزرگترین افتخار ماست و مهمتر از آن این سخن بلند امام که بر تارک تاریخ ثبت شده است که فرمود : (با من آن طور که با جباران و ستمگران سخن می گویند ، سخن نگویید القاب پر طنطنه برایم بکار نبرید . آن ملاحظه کاری که در برابر مستبدان اظهار می دارند در برابر من اظهار نکنید . گمان نکنید که اگر سخن حق (انتقادسازنده ) به من گفته شود بر من سنگین است . یا از کسی بخواهم مرا تجلیل و تعظیم کند زیرا هر کس سخن حق برایش سنگین باشد اجرای آن برایش سنگین تر است پس از سخن حق یا نظر عادلانه خودداری نکنید.) امیرالمومنین به این نکته حساس و ظریف برای رضایت مندی عمومی توجه ویژه داشت و آن اینکه مردم بدانند حکومت با چه دیده ای به توده مردم و به خودش نگاه می کند . آیا مردم را برده و خود را مالک مردم می داند یا بر عکس مردم صاحبان حقند و حاکمان وکیل امین صالح آنان و برای خدمت به مردم پا به عرصه مدیریت گذاشته اند و رمز موفقیت امیر بیان همین نگاه دوم بود لذا برجسته ترین مردم سالاری دینی بر محور عدالت اجتماعی در همه ابعاد بصورت عملی در تاریخ اسلام بعنوان الگو ارائه نمود .
Copyright © 2008 - All Rights Reserved